امید ما
بازار گیتی تورا بر خویشتن نیست رنجشی گر فراوانت بُوَد سیم و زر !!!
ولی و باز ولی ولی ولی ٬ اما و بارها اما اما اما اما اما در جایی خواندم که ابو تراب گفت:
گفتن اما و ولی کاریست ناپسند و من را به گفتن چنین کلماتی خوش نیست.
اما ما می گوییم اما ! اگر کسی گفت فلان است می گوییم آره ولی.............
شخصی گفت در قرآن آمده که فلان کار را نکنید گفت: آره اما..............
گفتم محمد (ص) گفته.... گفت آره ولی به نظرم........................
همه برای خویش استدلال داریم ..تفسیر میکنیم....
و تاکنون پیش نیامده بگوییم بله من اشتباه میکنم ! آره من نمیدونستم خوب شد گفتی ! آره راست میگی
يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
آيات خدا را كه بر او خوانده مىشود مىشنود و باز به حال تكبر چنانكه گويى آن را نشنيده است
سماجت مىورزد پس او را از عذابى پردرد خبر ده.
در این زمانه امید من به کدامین عمل من است؟ به بالا و پایین شدن ؟ به تظاهر به خوب بودن؟
شاید به آیاتی که از روی وقت گذرانی در رمضان خواندم و یا روزه ای که فقط تلوزیون نگاه میکردم
تا که اذان مغرب گویند یا امیدم به آینده است به پیری ! به بیکاری و تسبیح گویی اجباری!
و شاید امید من به الان است که دهانم بسته است ! نه غیبتی ! نه دروغی !
امید من........ .........امید تو......... ..........امید ما
امید همه ی ما به خداست( این مطلب منظور امید به کدامین عمل است)
به میوه فروش گفتم امیدت به کدام عمل است؟بگفت به میوه هایی که از پس من
خورده شود ! و دانه هایی که بر کف ترازوی دیگران گذارم ٬ عدل کردن کار
من نیست کار عمر رض است پس بهراسم و اضافه گذارم تا بچربد
به راننده ای گفتم امیدت به کدام عملت است؟گفت به آن روزی که در
آفتاب سوزان شخصی را سوار کردی و درهم نَسِتاندی و شبی را که
شخصی بر زمین غلطیدی در خون ! و دیگر مرکبات از هراس پاسخگویی
به شرح حدث گذر کردندی و نایستادی و من او را سوار کردم بی آنکه
ترسی باشد و هراس و غمی از خونین شدن کُرسی ماشین !

به موذنی گفتم امیدت به کدام عمل است ؟ گفت سحرگاهان در سوز سرما
در خانه ای گرم خواب را رها کردمی و بانگ گفتمی ٬
تو گوی گر نماز خُفتَن بود شاید ریا باشد ولی سالها مرا چه شود که
بانگ صبح گفتی؟ امید دارم٬ زیرا در احوال قدیم آمده است : رسول (ص) گفت :
در صحرای محشر دسته ای گردن شان از همه بلندتر است و آنها موذنانند.
کشاورزی را گفتم امیدت به کدام عمل است؟ گفت :سالها مشغول کشت و
برداشتم و نخل هایی را کاشته ام سر به فلک کشیده ٬ شنیده ام در احوال قدیم
آمده این نخل ها و نباتات تسبیح خدای را گویند!

قرض دهنده ای را پرسیدم امیدت به کدامین عمل است؟ گفت شنیده ام
بر سر درب بهشت نبشته اند صدقه به ۱۰ قرض به ۱۸ !
فقیری را پرسیدم امیدت به کدام عمل است؟ گفت در زندگانی چیزی نداشتم
که خیرات کنم ولی معلم من (محمد ص) به من آموخت که بر پایان نماز ها ۳۳ بار
سبحان الله ٬ الحمدلله و الله اکبر بگو ٬ هزاران صدقه بیارزد. چنین کردم .
بر بازوی خویش خوردمی و بر سرای کسی نرفتم
عالمی را پرسیدم امیدت به کدام عملت است؟ گفت در فرقان آمده :
انما یخشی الله من عباده العلماء یعنی فقط علما از خداوند می ترسند ٬
شنیده ام که از ابو تراب (علی رض) پرسیدند بدترین چیز چه باشد؟ گفت : جهل .
پس حرف مولایم را گوش کردم ٬ علم آموختم و عمل کردم.

صاحب دکانی را پرسیدم امیدت به چیست؟ گفت : به این دفتر !
دفتریست سیاه که ارقام آنرا رنگین کرده اند ٬ سال هاست از آن میگذرد و من
آنرا کنار گذاشته ام و مقروضات همه ی بندگان را از آن خط زده ام !
زیرا در کتاب آمده است گر ببخشی او در روز حساب بخشد .

به دوستم گفتم امیدت به کدام عملت است؟ گفت به سنگ و دار !
یاد گرفته ام که هر وقت چیزی را در کوچه دیدم که در راه خلق باشد آنرا بردارم
و کناری بگذارم حتی اگر با موتور و یا ماشین باشم و این را معلمم (رسول ص)
به من یاد داده است و شنیده ام در خبر آمده است که رسول گفت:
هر کس این کار را کند بهشت سرای اوست.
پس امید من به کدامین عمل است؟؟؟ شاید به نوشته هایم ؟!!

در این وبلاگ به خبرهای مهم شهرهای رمکان/توریان/کوشه/کاروان و روستاهای اطراف پرداخته میشود و از افراد زحمت کش و دلسوز تقدیر و تشکر خواهد شد. این وبلاگ قصد توهین و تمسخر به شهر/روستا/قومیت و مذهبی را ندارد