ماجرای واقعی ( برگی از تاریخ)
اگو از مسجد در بش که داخه مسجد ممنوعن که بخاوی !
ادامه نوشته
شیخ از جاخو بلند اوو اَرت در از مسجد زی ساوات انین.
چند دقیقه طول ناکشه که دگه همو نگهبان کُلهنت و عنید
اته پهلویی اگو : از ایجا هُرُست !
شیخ اگو مکن مساز همی از خانه مجد بمه در ادکه
آلا ایجا دگه ممنوعن نیشتن؟ اگو یالا بلند وش واتُمگو

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 14:22 توسط بالا شهری
|
در این وبلاگ به خبرهای مهم شهرهای رمکان/توریان/کوشه/کاروان و روستاهای اطراف پرداخته میشود و از افراد زحمت کش و دلسوز تقدیر و تشکر خواهد شد. این وبلاگ قصد توهین و تمسخر به شهر/روستا/قومیت و مذهبی را ندارد