این طور که کتابها گفته اند و راویان نقل کرده اند در چنین روزی یعنی ۲۲۰ سال قبل از میلاد جنگ سختی بین احشام رخ داد. شرح ماجرا برگرفته از کتب جزیره قشم ص ۳۵۷ قشم نگینی در خلیج فارس ج۲ ص۱۳۳ گذری بر تاریخ خلیج فارس ص۵۹۷ است. متن کامل ماجرا:

خشکسالی جنوب ایران را فرا گرفته بود و جزیرت هم طعمه ی این خشکسالی بی سابقه شد به طوری که آبهای چاه ها خشک شده بود و یک دَک هاو نبود که بخورند تا اینکه بارانی شدید در بالاشهر در گرفت و زمین ها و چاه های بالاشهر را پر از آب کرد . سد ها همه پر شده بود و برکه ها تاسّر که هاو از سر در کرده بود. مردم بالاشهر به تمام اهالی جزیره مسلط بودند و به آنها آب میفروشتند به قدری ثروت و نعمت در بالاشهر زیاد شده بود که مرکز حکومت را بالاشهر تعیین کردند. ماجرا از اینجا شروع شد که کهره های قشم طبق نقشه ی قبلی سپاهی تشکیل دادند و شبانه به چراگاه ها و مراتع سرسبز بالاشهر شبیخون زده و حمله ور شدند اما با هوشیاری کهره های بالاشهر این نقشه ی شوم همان اوله کار خونسا شد و همه ی کهره های شورشی در نزدیکی گیاهدان تار و مار شدند. از آنجایی که تمام جزیرت را خشکسالی فرا گرفته بود کهره ها در كشم با كمک احشام ۴۰ روستای دیگر سپاهی را تشکیل دادند که تعداد آنها به ۲ هزار دنگ میرسید و صلاحهای مرگبار و تجهیزات کاملی را به همراه خویش داشتند من جمله تانک علی کوپتر و تفنگ های لیزری ٬آرپیچی ٬ نارنجک و غیره .

البته کهره های بالاشهر زمینهایی را که خود قبلن در آن چریده بودند را در اختیار این کهره های بدبخت و گرسنه قرار میدادند و به نوبت کهره های شهر های دیگر در این زمینها میچریدند اما کهره های قشم دست از طمع خویش بر نداشته و سعی داشتند تمام زمینهای بالاشهر را که مملو از دونی ٬ گلوپا ٬ جوگلک٬ و گیاهان لزیز بود غصب کرده و در اختیار خود قرار دهند. وقتی خبر به رعیس احشام بالاشهر که نری فهلی کوتمند و قوی بود و معروف است که یک تنه ۵۰ کهره بندری را به خاک و خون کشیده رسید ٬ گفت: تمام مرز بالاشهر را سیم خاردار بکشید و مین بکارید. ولی لشکر احشام بالاشهر در مقابل شورشیان بسیار قلیل بود در کتاب نگینی در خلیج فارس تعداد کهره های بالاشهر را ۳۰۰ دنگ و کتاب جزیره قشم آنرا ۸۰ زنگ نوشته اند که به نظر بنده ۳۰۰ دنگ معقول تر است چون تعداد لشکریان شورشی  ۲۰۰۰ دنگ بود. مع الوصف وقتی این نبرد خونین و مرگبار شروع شد نزدیکیهای ظهر بود. میگویند شورشیها تمام کهرها را در منطقه ای به نام تورگُن جمع نمودند و از آنجا به طرف بالاشهر حمله ور شدند در تاریخ یاد شده که به هیچ چیز رحم نمیکردند در راه خود رمچاه را مورد حمله قرار دادند و بخارهای گیاهی و انبارهای سلینگ را غارت نمودند و چوک کهره ها و کهره های پیرک و نزار را به قتل رساندند وقتی به مرزهای بالاشهر رسیدند نزدیکیهای پسین بود. احشام بالاشهر همه در منطقه ای به نام حازو کوچک اتراق کرده بودند .

 جنگ در گرفت کهره ها به هم جیک میزدند و اِشکُمه همدیگر را تل تل میکردند. چون شورشیها بسیار چهنه بودند و گیاهان مقوی نخورده بودند نتوانستند حتی یک دنگ کهره را بکشند ولی کهره های دلیر ٬ چاخ٬ و دست و پا داره بالاشهر شورشیها را یکی پس از دیگری به طرز فجیعی میکشتند تا اینکه یک هزار کهره به هلاکت رسید و بقیه یا دیم نه کاف فرار کردند یا به بردگی در آمدند که بعدها از آنها به عنوان نگهبانان مرز و کارگران مزرعه در بالاشهر استفاده میشد . تمام تجهیزات لشکریان غاصب به چنگ کهره های بالاشهر در آمد. این نبرد به نفع احشام بالاشهر تمام شد و دیگر هیچ یک از کهره های جزیره پلوک نداشتند و جرعت نمیکردند که به مراتع و چراگاه های بالاشهر خدایی نکرده دست درازی بکنند.

در کتب های تاریخی نام چند تن از کهره های شورشی که عامل اصلی این حملات و این شورشها بودند نام برده شده و لیکن زیاد اعتبار ندارد ولی ما نام آنها را ذکر میکنیم.

در راس این آشوبها کهره ای بود از قشم که به گوش پَل معروف بود . او در این جنگ کشته شد. تصویر پاعین متلق به گوش پَل می باشد

یکی دیگر از این شورشی ها بره چُرمی نام داشت او بسیار چاق بود میگویند اهل هلر و یا درگهان بوده است

نام چند تا از کهره های شورشی

کهره پُل پُلنگی

کهره تری

کهره گویی

کهره چار پستون

کهره دیم کُمب

کهره چَک اِشکختَه

کهره پاکستونی

کهره بندری

کهره تِک تلاو

و هزاران کهره ی دیگر

منابع: قشم نگینی در خلیج فارس.

جزیره ی قشم.

خلیج فارس در گذر تاریخ

به همت مدیر رمکانی و تحقیقات مدیر توریانی

این متلب کاملن طنزن مسکه نافهموم دگه