شعری برای بالاشهر
بی خبر نماند در جزیره کسی که بالاشهری ندیده یا نخوانده بسی
زمین به تیغ بلاغـت گرفته ای هرکه غَدار است را تو کـشته ای
بالاشهریا خوشتر زحرف تو نیست هرکه را بوده زدسـت تو نیست
آفرین بر زبان شیرینت بالاشهری که استاد سخن و علامه ی دهری
از بالاشهری مشهور مطلب بجوی کو خرمن عشق است از او بگوی
زبان درکش گر عقل داری و هوش چو بالاشهری سخن گوی ورنه خموش
گنوغ دیدارش همه چیز و همه کس بنی آدم وگیرغ و مـور و مگس
قشمی پنداشت کان بالاشهریه سرفراز وبـلاگ را بهر او کـرده بــــاز
هان نکند چنین فکری کرده باشی گر کردی مغز خر خورده باشی
بار دگر بنشین و بخوان وبلاگ ما تا بفهمی عمق این شاهکار ما
گر هزاران سایت تو دیده باشی بالاشهری را ندیدی مرده باشی
خراب بالاشهر شو کاباد گشتی گنوغ بالاشهر شو کازاد گشتی
تعریف قشم گفتن انجامی ندارد تسلیم بالاشهر شو که راهی ندارد
منوش آب از آبشیرینکن های قشم مکن فیس به بازارک های قشم
کشمی که فیسکی در آن بچرخد مخوانش قشم که یک شاهی نیرزد
در نگنجد شعر و نیاید پدید بالاشهر دریاییست قعرش ناپدید
بالاشهریا تمامش کن این کلام سخن کـوتاه باید والســـــــلام
در این وبلاگ به خبرهای مهم شهرهای رمکان/توریان/کوشه/کاروان و روستاهای اطراف پرداخته میشود و از افراد زحمت کش و دلسوز تقدیر و تشکر خواهد شد. این وبلاگ قصد توهین و تمسخر به شهر/روستا/قومیت و مذهبی را ندارد